عباس قديانى
506
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
شادتگين خانى از اجلهء امراى دربار خوارزمشاه كه پس از شكست سپاهيان البتكين به دست امير نصر سپهسالار سلطان محمود غزنوى گرفتار شد . وى با البتكين در قتل خواهر سلطان محمود شركت داشت و پس از فتح خوارزم و گرفتارى ابو الحارث محمد بن مأمون خوارزمشاه به قتل رسيد . شادشاپور 1 - نام شهر قزوين در قديم . 2 - يكى از دوازده استان اقليم عراق قديم . شادقباد كورهاى ( شهرى ) است از كورههاى قباد پادشاه كه در مشرق بغداد بوده و مشتمل بر بلاد متعدد بوده است . شادلو - شاديلو طايفه شادلو يا شاديلو از جمله اكرادى بودند كه شاه عباس بزرگ ، براى جلوگيرى از تركتازى ازبكها ، چهل هزار خانوار را از كردستان كوچ داده ، در حدود خراسان ، در كوهستانها و درههاى ميان استرآباد و چناران ساكن نمود . طوايف كردى را كه شاه عباس كوچانيد و در خراسان ساكن نمود ، عبارت بودند از : شادلو ، زعفرانلو ، كيوانلو ، و امانلو . شادمان 1 - برادر شيرويه پسر كسرىپرويز . 2 - قلعهاى كه در نايحهء قباديان و جنوب شهر واشجرد قرار است . شادياخ نام شهر نيشابور كه آن را شادخ نيز گويند . شاذشاهپور نام شهريار اصفهان كه به دست اردشير اول شاهنشاه ساسانى مغلوب و هلاك شد . شاردن سياح فرانسوى كه در فاصلهء سالهاى 1664 - 1677 م . دوبار به ايران مسافرت كرده و هربار شش سال توقف نمود . از وى سفرنامهاى به نام « سفر به ايران و هند شرقى » بجا مانده كه اطلاعات جالبى دربارهء صفويه در آن وجود دارد . شارشاه حكمران ماوراء النهر ( از پادشاهان محلى در دورهء ساسانى و دورههاى بعد ) . شارشاه شارشاه لقب پسر شار ابو نصر مىباشد كه در نزد سلطان محمود غزنوى مقام بلندى پيدا كرد ولى در پايان كار به دستور وى در يكى از قلاع محبوس شد تا آنكه درگذشت . شاطرباشى در عصر قاجاريه سردسته شاطران محسوب مىشد . شاطرها جوانان تيزدو و زبر و زرنگى بودند كه پياده پيشاپيش اسب شاه حركت مىكردند . تعداد آنها صد نفر بود و هريك كلاه مخصوصى بر سر و چماق كوتاهى در دست داشت . شاطرباشى مواظب بود كه